دوکوچه پائینی

به رنگ ناب ترین خاطرات شیرینی
شبیه پاک ترین لحظه های دیرینی
به بوی خنده ی تو نشئه می شود چشمم
تو مثل مستی یک باغ ، مثل نسرینی
به روی پهنه ی رؤیای آسمانی من
تو با شکوه ترین خوشه های پروینی
غروب، مرگ، شکستن،سکوت، تنهایی
برای هر چه که درد است باز تسکینی
مگیر چهره زمن چون برای من تو هنوز
عزیز دخترک آ ن دو کوچه پایینی
بیا دوباره بیا تا برای هم پوشیم
لباس ساده ی آن روزهای خوشبینی
دکتر غلامرضا فتحی>>

/ 0 نظر / 7 بازدید